سيد علي اكبر قرشي
14
قاموس قرآن ( فارسي )
شرّ : بد و ضرر راغب گفته : شر آنست كه همه از آن اعراض ميكنند چنان كه خير آنست كه همه به آن مايل ميشوند طبرسى فرموده خير نفع خوب و شرّ ضرر قبيح است . * ( وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ) * بقره : 216 . در آيات گاهى معنى ضرر مناسب است مثل آيهء فوق و گاهى معناى قبيح و بد نحو * ( أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً . . . ) * يوسف : 77 . در اقرب الموارد گويد : شرّ اسمى است جامع تمام رذائل و خطايا و در « فلان شرّ النّاس » اسم تفضيل است همزهء آن در اثر كثرت استعمال حذف شده چنان كه در « فلان خير النّاس » . على هذا شرّ در آيهء * ( أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ ) * بيّنه : 6 . و نظير آن اسم تفضيل است و ايضا در آيهء * ( قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ ) * مائده : 60 . و نظائر آن بايد بقرينهء « من » تفضيليه اسم تفضيل باشد . شرير : مضرّ ، مفسد ، ظالم . جمع آن اشرار است * ( وَقالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الأَشْرارِ ) * ص : 62 . شرار النار ( بكسر ش ) شراره و جرقه آتش است كه از آن جستن ميكنند راغب گويد : علت اين تسميه اعتقاد شرّ در اخگر است . شرر ( بر وزن ضرر ) مطلق شراره واحد آن شرره است * ( إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ) * مرسلات : 32 . آتش شراره هائى ببزرگى كاخ يا درخت بزرگ ميافكند . شرار جمع شرير نيز آمده است . تفصيل سخن در « حسن » ديده شود . شرط : ( بفتح ش ، ر ) علامت . جمع آن اشراط است چنان كه در مجمع و اقرب و قاموس و صحاح آمده است . اما شرط ( بر وزن فلس ) جمع آن شروط و شرايط است . * ( فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها ) * محمد : 18 . آيا جز بساعت منتظراند كه ناگهان آيد و حقا كه علائم آن آمده است . اهل تفسير ساعت را قيامت دانسته و علائم آمدن آن را بعثت حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله ، انشقاق قمر ، آمدن